RSS

تصویر استبداد

نقل کرده‌اند که هارون الرشید، خلیفه‌یبغداد، لباس مبدل گدایان می‌پوشید تا از این طریق دریابد که در ذهن رعایایش چه می‌گذرد. هارون، که در محاصره‌ی متملقانی بود که دور قدرت مطلقه جمع می‌شوند، فقط از راههای پیچیده و غیرمعمول می‌توانست حقیقت امور را کشف کند.

هارون همان خلیفه‌ای است که به سبب محکوم کردن شهرزاد به مرگ مشهور شده است. شهرزادی که هزار و یک شب هارون را با قصه‌های شبانه‌اش مسحور کرد و هارون اعدام او را مدام به تعویق انداخت و سرانجام با او ازدواج کرد.

این داستان تصویر مشهوری از استبداد است. نظامی که با کشورگشائی ایجاد می‌شود، بر ترس استوار است و به بوالهوسی ختم می‌شود…

سیاست – اثر کنت میناگ – ترجمه‌ی بهمن دارالشفایی

مرداد ۲۹م, ۱۳۸۹ | نظر | موضوع: سیاست |

همچنان عاشقانه دوستت دارم…

همسر بانوی عزیز :*

سه سال از روزی که با دوستان و خویشان، پیوند خویش را جشن گرفتیم گذشت. سه سال سختی بود! و چه زود گذشت.

و امروز من شرمسارم از این همه کاستی‌ها که در وجود من و اطراف من است. و می‌پرستمت به جان، بخاطر همه‌ی صبوری‌هایت.

و چه می‌توانم بگویم جز این‌که همچنان عاشقانه دوستت دارم…

مرداد ۲۷م, ۱۳۸۹ | ۱۰ نظر | موضوع: خودمونی, زندگی, شخصی |

مناقصه‌های ایرانی!

با اینکه بعضی از ایمیل‌های وارده فقط جهت تفریح ارسال می‌شوند، اما در خلال‌شان حقایق زیادی نهفته است! یکی از آن‌ها را که دوست خوبم علی آقای یوسفی ارسال کرده، از همین‌ها بود:

تعمیر و نگهداری از کاخ سفید بصورت یک مناقصه مطرح شد. یک پیمانکار آمریکایی، یک مکزیکی و یک ایرانی در این مناقصه شرکت کردند.

پیمانکار آمریکایی پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را ۹۰۰ دلار اعلام کرد.

مسؤل کاخ سفید دلیل قیمت گذاری اش را پرسید و وی در پاسخ گفت: ۴۰۰ دلار بابت تهیه مواد اولیه + ۴۰۰ دلار بابت هزینه های کارگران و… + ۱۰۰ دلار استفاده بنده.

پیمانکار مکزیکی هم پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را ۷۰۰ دلار اعلام کرد.

۳۰۰ دلار بابت تهیه مواد اولیه + ۳۰۰ دلار بابت هزینه های کارگران و… + ۱۰۰ دلار استفاده بنده.

اما نوبت به پیمانکار ایرانی که رسید بدون محاسبه و بازدید از محل به سمت مسؤل کاح سفید رفت و در گوشش گفت: قیمت پیشنهادی من ۲۷۰۰ دلار است!!!

مسؤل کاخ سفید با عصبانیت گفت: تو دیوانه شدی، چرا ۲۷۰۰ دلار؟!!!!!

پیمانکار ایرانی در کمال خونسردی در گوشش گفت: آرام باش… ۱۰۰۰ دلار برای تو…… و۱۰۰۰ برای من …… و انجام کار هم با پیمانکار مکزیکی.

و پیمانکار ایرانی در مناقصه پیروز شد!!!!

مرداد ۱۷م, ۱۳۸۹ | نظر | موضوع: داستانک |

The Back-up Plan

The Back-up Plan یا نقشه‌ی پشتیبان نام فیلمی عاشقانه کمدی است که به کارگردانی Alan Poul و بازیگرانی چون Jennifer Lopez و Alex O’Loughlin تهیه شده است.

داستان فیلم درباره‌‌ی زنی بنام زوئی (با بازی جنیفر لوپز) است که نتوانسته مرد مورد علاقه‌اش را برای زندگی مشترک بیابد، اما از آنجائی که به شدت تمایل دارد تا خانواده تشکیل دهد، تصمیم می‌گیرد از نقشه‌ی پشتیبان استفاده کند! یعنی بدون ازدواج و با لقاح مصنوعی بچه‌دار شود! اما درست همان روزِ انجام عمل لقاح، با فردی بنام استن آشنا می‌شود که اتفاقاً به ایده‌آل‌های زوئی بسیار نزدیک است…

به عقیده‌ی من قضیه‌ی «مادران مجرد» و بچه‌دار شدن‌شان که از طریق لقاح مصنوعی انجام می‌گیرد، یکی از انواع استفاده‌ی اشتباه از پیشرفت دانش بشری است! به نظر من اگر کسی باشد که ادعا کند، نمی‌توان در دنیا شریک مناسبی برای زندگیش پیدا کرد، قبل از همه مشکل از خودِ اوست! و لذا استفاده از نقشه‌ی پشتیبان(!) برای تشکیل خانواده‌ای بدون حضور پدر، صرفاً یک اشتباه تاکتیکی‌ست!

پی‌نوشت: فیلم نقشه‌ی پشتیبان (The Back-up Plan) را از اینجا می‌توانید با کیفیت مناسب و البته قیمت خوب، بصورت پستی خریداری کنید.

مرداد ۵م, ۱۳۸۹ | نظر | موضوع: فیلم |

بلاگ‌نوشت را در فیلتر بخوانید!

شاید در جریان باشید که اول اسفند ماه سال گذشته، دامنه‌ی اصلی بلاگ‌نوشت فیلتر شد و پس از آن برای در دسترس قرار دادن آن، اقدام به ثبت دامنه‌ی IR نمودم. اما مدتی پیش دامنه‌ی دوم نیز به میمنت و مبارکی اسیر فیلتر شد و تا بلاگ‌نوشت طعم اسارت را بصورت یکدست بچشد!

خب به هر حال همان‌گونه که قبلاً هم گفتم بنده اصلاً قصد پیگیری موضوع فیلترشدن بلاگ‌نوشت را از مراجع ذیربط ندارم و ترجیح می‌دهم تا به احترام آزادی بیان، بلاگ‌نوشت همچنان فیلتر بماند! و گرچه به دلایل هویتی دچار خودسانسوری مفرط هستم، اما با این حال هم دوست ندارم تن به دادن تعهد در وزارت مکرم ارشاد دهم. از سوی دیگر به نظر می‌رسد که خریداری دامنه‌های سریالی نیز جز تسکینی زودگذر، تاثیر چندانی ندارد، مگر اینکه زحمت دست‌اندرکاران محترم فیلترینگ را هر چند ماه یکبار زیاد کند!

لذا مخاطبین عزیزی که به پشت گرمی ایشان قلم می‌زنم، از این پس چنانکه تمایل داشته باشند تا بلاگ‌نوشت‌های حقیر را بخوانند مجبور خواهند بود تا یکی از راه‌های زیر را جهت دسترسی به مطالب بکار گیرند:

۱- استفاده از ابزارهای فیلترشکن: توصیه می‌کنم از طریق دوستان و آشنایان یک فیلترشکن از نوع VPN تهیه نمائید تا دیگر نگران هیچ نوع فیلتری نباشید!

۲- اشتراک در خبرمایه‌ی بلاگ‌نوشت: اگر هنوز نمی‌دانید که چطور سرعت وب‌خوانی‌تان را تا صدها برابر افزایش دهید و ضمناً نگران فیلتر بودن سایت‌های مورد علاقه‌تان هم نباشید، توصیه می‌کنم که حتماً یکی از این مقالات را بخوانید:

ضمناً آدرس فید بلاگ‌نوشت http://feeds2.feedburner.com/blogneveshte می‌باشد!

یک راه دیگر برای مطالعه‌ی مطالب بلاگ‌نوشت، دریافت آن‌ها در ایمیل‌تان است، برای این کار آدرس ایمیل‌تان را در این فرم وارد نمائید و سپس در ایمیلی که جهت فعال‌سازی برای‌تان ارسال می‌شود، روی لینک تائیدیه کلیک کنید تا از این پس مطالب جدید بلاگ‌نوشت برای‌تان ایمیل‌ شود.

۳- مراجعه به فیل‌پر بلاگ‌نوشت: فیل پر یک روش توزیع شده برای مبارزه با فیلترینگ است، که دوست خوبم آرش کمانگیر آن را تهیه نموده است. فیل‌پر یعنی فیلترینگ پَر‍! فیل‌پر بلاگ‌نوشت از آدرس http://filpar.blognevesht.com قابل دسترس است!

در انتها ممنون می‌شوم اگر این مطلب را با دوستان‌تان که تبحّر کمتری در دور زدن فیلترینگ دارند، به اشتراک بگذارید.

تیر ۳۰م, ۱۳۸۹ | ۶ نظر | موضوع: شخصی |

دروغ‌هایی که به خودمون می‌گیم…

در حومه‌ی شهر، هر شب، با یک سری دروغ‌های جدید شروع می‌شه.

بدترین اون‌ها دروغ‌هاییه که قبل از خواب به خودمون می‌گیم. اون دروغ‌ها رو توی تاریکی زمزمه می‌کنیم و به خودمون می‌گیم که خوشحالیم. یا اینکه اون خوشحاله. اینکه می‌تونیم عوض بشیم. یا اینکه اون نظرش رو عوض می‌کنه.

خودمون رو متقاعد می‌کنیم که می‌تونیم با گناهان‌مون زندگی کنیم. یا اینکه می‌تونیم بدون او زندگی کنیم.

بله! هر شب، قبل از اینکه بخوابیم، به خودمون دروغ می‌گیم، به این امید پوچ و توخالی که با اومدن صبح همه چیز درست میشه!

Desperate Housewives – S1 – E15

تیر ۱۵م, ۱۳۸۹ | ۱ نظر | موضوع: خودمونی, زندگی |

در آرزوی “خود” بودن

با اوضاع و احوال مملکت ما، یکی از سخت‌ترین و نشدنی‌ترین کارهایی که می‌شود از مردم انتظار داشت، این است که بخواهیم «خودشان» باشند!

گرچه برخی به پشت گرمیِ داشته‌های‌شان، سعادت «خود» بودن را می‌یابند، اما هنوز عده‌ی آن‌هایی که افکار را پشت نقاب پنهان می‌کنند، غلبه دارد.

به امید طلوع آفتابِ نقاب‌بَرکَن…

تیر ۵م, ۱۳۸۹ | نظر | موضوع: ایران, خودمونی, زندگی |

اهمیت بستن گربه هنگام مراقبه!

در معبدی گربه‌ای وجود داشت که هنگام مراقبه‌ی راهب‌ها مزاحم تمرکز آن‌ها می‌شد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت، زمان مراقبه می‌رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد .

این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد.

سال‌ها بعد استاد بزرگ در گذشت. گربه هم مرد.

راهبان آن معبد گربه‌ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام مراقبه به درخت ببندند تا اصول مراقبه را درست به جای آورده باشند.

سال‌ها بعدتر استاد بزرگ دیگری رساله‌ای نوشت درباره‌ی اهمیت بستن گربه هنگام مراقبه!

منبع: ایمیل وارده!

خرداد ۱۹م, ۱۳۸۹ | ۲ نظر | موضوع: داستانک, دین, زندگی |

اینجا ایران است! کشوری که خواهرم را امنیت نیست…

هیهات بر ما که جمهوری‌مان اسلامی است و آنگاه کاری می‌کنیم که عده‌ای این‌گونه وحشیانه به خواهران‌مان حمله‌ور شوند…

و لعنت بر من که در چنین جامعه‌ای زندگی می‌کنم که جز نوشتن همین چند کلمه کاری از دستم بر نمی‌آید تا برای محافظت از نوامیسم انجام دهم…

خرداد ۶م, ۱۳۸۹ | ۷ نظر | موضوع: ایران |

پایانی در میان…

این روزها زندگیم خیلی شلوغ پلوغ شده. بیش از اونکه زندگی کنم، کار می‌کنم! حتی بیشتر اوقات وقت نمیشه که به زندگیم فکر کنم و به همین خاطر هم خیلی از گزینه‌های موجود در زندگیم، داره با تصمیم‌گیری‌های سریع پیش میره.

از یک طرف دارم تلاش می‌کنم که در کارم غرق نشم و به سایر جوانب زندگیم -از جمله همین زندگی مجازیم- هم بپردازم، و از سوی دیگه باید سعی کنم که تحصیلاتم رو هم پیش ببرم تا دوباره دچار پشیمونی نشم. و برای این کار حتی مجبورم که چشمم رو بر روی بعضی چیزها ببندم و حتی غصه‌شونو هم نخورم.

دوستانی که بیشتر منو می‌شناسن، می‌دونن که یه شرکت کامپیوتری-اینترنتی کوچکی داشتم که طی همین درگیری فعلی زندگیم، مجبور شدم تعطیلش کنم. نمی‌خوام بهش فکر کنم، فقط امیدوارم که تصمیم درستی گرفته باشم…

خرداد ۴م, ۱۳۸۹ | نظر | موضوع: خودمونی, زندگی, شخصی |